تلاتوف
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ) (ص.)<BR>۱- کسی که خود را کثیف و ناپاک نگاه دارد.<BR>۲- شور و غوغا.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ) (ص.) ۱- کسی که خود را کثیف و ناپاک نگاه دارد. ۲- شور و غوغا.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تلاتوف . [ ت َ ] (اِ) شور و غوغا. (برهان ) (فرهنگ جهانگیری ) (فرهنگ رشیدی ). شور و غوغا و بر هم خوردگی و آشفتگی . (انجمن آرا) (آنندراج ) : به چرخ اختر از بیم دیوانه دیو زمین با تلاتوف و که با غریو. اسدی (از انجمن آرا). رجوع به تلاتوف شود. ◄ (ص ) آن بود که خویشتن را پلید دارد و جامه ها از پلیدی بپرهیز ندارد و مردم را دل از وی و پلیدی وی نفرت گیرد. (لغت فرس اسدی چ اقبال ص ٢٤٧). و کسی را نیز گفته اند که خود را چرکین و پلید نگهدارد و از کثافت و نجاست پرهیز نکند و مردم از او نفرت کنند. (برهان ) (از فرهنگ جهانگیری ) (از فرهنگ رشیدی ) (از اوبهی ) (از انجمن آرا) (از آنندراج ) : زنی پلشت و تلاتوف و اهرمن کردار نگر نگردی از گرد او که گرم آیی . شهید (از لغت فرس اسدی چ اقبال ص ٢٤٧). نباشد فیلسوف آن کس که باشد بهر زشتی و ناپاکی تلاتوف . فخری اصفهانی (از انجمن آرا). یعنی آلوده و آمیخته . (انجمن آرا) (آنندراج ). رجوع به تلاتف شود.