تلاحق
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ حُ) [ ع. ] (مص ل.)<BR>۱- به هم رسیدن.<BR>۲- از پی هم آمدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ حُ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- به هم رسیدن. ۲- از پی هم آمدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تلاحق . [ ت َ ح ُ ] (ع مص ) در یکدیگر رسیدن . (زوزنی ). یکی بدیگری رسیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). بهمدیگرپیوستن . (آنندراج ). ◄ پیاپی شدن اخبار. ◄ تتابع احوال قوم . (از اقرب الموارد).