تلاش کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
کوشش کردن، زور زدن، سعی کردن، عرق ریختن، دستوپا زدن، زحمت کشیدن، آسمان به (بر) زمین آوردن (زدن) پافشاری کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
کوشش کردن، زور زدن، سعی کردن، عرق ریختن، دستوپا زدن، زحمت کشیدن، آسمان به (بر) زمین آوردن (زدن) پافشاری کردن