تلاطم/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(تَ طُ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- به هم خوردن. ۲- به یکدیگر لطمه زدن.مترادفها و واژههای مرتبطتموج،تنش، جنبوجوش، جنبش، هیجانبههم برآمدن،واژه قبلی: تلاطفواژه بعدی: تلاعب