تلافی افتادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تلافی افتادن . [ ت َ اُ دَ ] (مص مرکب ) جبران شدن . رسیدن پاداش چیزی یا عملی . دریافتن عوض : زندگانی خداوند دراز باد، تا جهان است چنین حالها می بوده است و این تلافی افتد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ٥٥٥). رجوع به تلافی شود.