تلتلة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تلتلة. [ ت َ ت َ ل َ ] (ع مص ) جنبانیدن و بی آرام و تفته کردن و لرزانیدن . ◄ سخت رفتن و سخت راندن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ کسره خواندن تای تفعلون را. ومنه ُ تلتلة بهراء لأَ نهم یکسرونها، زیرا قبیله ٔ بهراء این تا را مکسور میخوانند. (از منتهی الارب ) (از آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ (اِ) سختی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد): لقی منه تلتلة؛ ای شدة. (اقرب الموارد). ◄ زلزله . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ کوزه ٔ از پوست طلع. ج، تلاتل . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ یاوه . پرحرفی . ج، تلاتل . (دزی ج ١ ص ١٥٠).