تلخ گفتار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تلخ گفتار. [ ت َ گ ُ ] (ص مرکب ) کسی که سخنان وی درشت و تلخ باشد. (ناظم الاطباء). تلخ سخن : ز شورش کردن آن تلخ گفتار ترشرویی نکردم هیچ در کار. نظامی . چو مرد ترشروی تلخ گفتار دم شیرین ز شیرین دید در کار. نظامی . معلم کتابی را دیدم در دیار مغرب ترشروی و بدخوی و تلخ گفتار. (گلستان ).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی