تلخ گو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تلخ گو. [ ت َ ] (نف مرکب ) آنکه به درشتی سخن می گوید و بدآواز که دارای آهنگ خوشی نباشد. (ناظم الاطباء). تند و تیز و طعنه زن . (ناظم الاطباء) : بخیلی که باشد خوش و تازه روی بسی به زبخشنده ٔ تلخ گوی . امیرخسرو.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی