تلخاب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تلخاب . [ ت َ ] (اِ مرکب ) آب تلخ و آب نمک . (ناظم الاطباء). آبی که مزه تلخ دارد. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) : زرین رسنها بافته در دلو از آن بشتافته ره سوی دریا یافته تلخاب دریا ریخته . خاقانی . رجوع به تلخ شود.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی