تلخیص
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تلخیص . [ ت َ ] (ع مص ) بیان کردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). بیان کردن و شرح دادن و تقریب کلام و خلاصه کردن آن . یقال : لخصت القول ؛ ای اقتصرت فیه و اختصرت منه ُ مایحتاج الیه . (از اقرب الموارد). خلاصه کردن . (آنندراج ). ◄ خلاصه ٔ چیزی را گرفتن :لخص الشی ٔ، خلصه ُ؛ ای اخذ خلاصته ُ. (از اقرب الموارد). ◄ پیدا و روشن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ ویژه و بی آمیغ گردانیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). پاک و صاف کردن . (آنندراج ).