تلد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تلد. [ ت ُ ] (ص ) هر چیز آماسیده . (ناظم الاطباء).
تلد. [ ت َ / ت ُ / ت َ ل َ ] (ع اِ) مال قدیمی موروثی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ بهره، ثروت : لا له ُ ولد و لاتلد؛ او را نه فرزندی است و نه مالی . (از دزی ج ١ ص ١٥٠). همه ٔ مال قدیم، مانند تالد و خلاف آن طارف و طریف است و تا در این باب مبدل واو است . (از اقرب الموارد). ◄ ستوری که پیش صاحبش زاده یا نتاج داده باشد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
تلد. [ ت ُ ] (ع اِ) چوزه ٔ عقاب . (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).