تلطف کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تلطف کردن .[ ت َ ل َطْ طُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) نرمی کردن . مهربانی کردن . نوازش و دلنوازی کردن . لطف کردن : چون روی من ببینی با من کنی تلطف مهمان بری به خانه نقل و نبید آری . منوچهری . چون کرد ز روی مهربانی با او ز تلطف آنچه دانی . نظامی . دوان آمد و تلطف کرد. (گلستان ).