تلطیف
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ) [ ع. ] (مص م.)<BR>۱- لطیف کردن.<BR>۲- زیبا ساختن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ) [ ع. ] (مص م.) ۱- لطیف کردن. ۲- زیبا ساختن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تلطیف . [ ت َ ] (ع مص ) لطیف گردانیدن چیزی را. (از اقرب الموارد). ظریف و لطیف کردن . (از ناظم الاطباء). ◄ در علم تجوید و اصطلاح قراء عبارت است از اماله . (از کشاف اصطلاحات الفنون ). رجوع به اماله شود.
مترادف و متضاد واژهدان
لطیفسازی، ملایمسازی لطیف کردن، ملایم ساختن زیبا ساختن، دلپذیر ساختن