واژه جو

تلعفری

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تلعفری . [ ت َل ْ ل ُ ع َ ] (اِخ ) محمدبن یوسف بن مسعودبن برکات الشیبانی، شهاب الدین التلعفری . از شعرای موصل است . وی در سال ٥٩٣ هَ . ق . در موصل متولد شد و به سال ٦٧٥ هَ . ق . درگذشت . دیوان اشعار مشهوری دارد. (از اسماء المؤلفین ج ٢ ص ١٣٢). رجوع به تل اعفر و رجوع به معجم المطبوعات ج ١ ص ٦٤٠ شود.

معنی تلعفری | واژه جو