تله کشی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تله کشی . [ ت ِل ْ ل َ / ل ِ ک َ / ک ِ ] (حامص مرکب ) تعب بری برای کسی بی مزدی یا با مزدی سخت کم . بیگاری گونه ای . بیگاری : تا جوان بودم و می توانستم تله کشی شان را بکنم خوب بودم، حالا دیگر بد شدم . وبا کردن صرف می شود. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).