تلوتلو خوردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تلوتلو خوردن . [ ت ِ ل َ / لُو ت ِ لُو خوَرْ / خُرْ دَ ] (مص مرکب ) ناویدن چیز آونگان . جنبیدن چیزی که آویخته باشد در هوا. از سویی به سویی شدن و بازآمدن چیزی آویخته . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). ◄ حرکتی که مست طافح کند که گاهی بسویی و گاهی بسوی دیگر میل کند. از سویی به سویی تمایل کردن مست یا بیمار در رفتن . هر لحظه به جانبی مایل شدن، چنانکه مستان گاه رفتن . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).