تلون/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(تَ لَ وُّ) [ ع. ] (مص ل.) رنگ به رنگ گشتن، هر لحظه به رنگی درآمدن.مترادفها و واژههای مرتبطتبدل، تغیر، تنوع، رنگارنگی، سالوس، ظاهرنماییواژه قبلی: تلوثواژه بعدی: تلوک