تماری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تماری . [ ت َ ] (ع مص ) به شک شدن . (زوزنی ) (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). شک نمودن در چیزی . (آنندراج ) (از اقرب الموارد). ◄ با یکدیگر ستهیدن . (زوزنی ) (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) (دهار).همدیگر خصومت نمودن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). باهم جدال کردن . (آنندراج ). تجادل . (اقرب الموارد).
تماری . [ ت ُ ی ی ] (ع اِ) درختی است . (منتهی الارب ). یک نوع درختی . (از ناظم الاطباء).