تماشا/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(تَ) [ ع. تماشی ] ۱- (مص م.) دیدن، نگاه کردن. ۲- (مص ل.) گردش کردن، راه رفتن.مترادفها و واژههای مرتبطنظاره، نظر، نگاه، نگرشتفرج، سیاحت، سیر، گردش، گشتوگذار، گلگشتواژه قبلی: تماسیحواژه بعدی: تماشاخانه