تمام ساختن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تمام ساختن . [ ت َ ت َ ] (مص مرکب ) پایان دادن : خورشید در دو هفته کند ماه را تمام حسن تو کارمن به نگاهی تمام ساخت . صائب (ازآنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تمام ساختن . [ ت َ ت َ ] (مص مرکب ) پایان دادن : خورشید در دو هفته کند ماه را تمام حسن تو کارمن به نگاهی تمام ساخت . صائب (ازآنندراج ).