تمتیع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تمتیع. [ ت َ ] (ع مص ) برخورداری دادن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ بلند گردانیدن . (تاج المصادر بیهقی ). به انتها و کمال رسانیدن چیزی را. ◄ توشه دادن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ متعه دادن زن را بعد طلاق . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و فی الحدیث : طلق امراءة، فمتع بولیدة؛ ای اعطاها امة. (اقرب الموارد). ◄ دراز ساختن چیزی را. (از اقرب الموارد). ◄ تعمیر کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ باقی داشتن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ عمر دراز دادن خداوند به کسی . (از اقرب الموارد).