تمجمج/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(تَ مَ جْ مُ) [ ع. ] (مص ل.) سخن را نامفهوم ادا کردن.مترادفها و واژههای مرتبطجویدهجویدهحرف زدن، منومن کردنتانی، درنگ، مکثسخن نامفهوم گفتنواژه قبلی: تمثیلواژه بعدی: تمجید