تمجید
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ) [ ع. ] (مص م.) ستودن، تعریف کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ) [ ع. ] (مص م.) ستودن، تعریف کردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تمجید. [ ت َ ] (ع مص ) به بزرگی یاد کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (دهار) (مجمل اللغة). بزرگ کردن و ستودن .(منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). بزرگ کردن و ثنا گفتن کسی را. (از اقرب الموارد). ◄ به بزرگی نسبت کردن کسی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (غیاث اللغات )(ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ به بزرگی یاد کردن خدای تعالی را. (آنندراج ). مدح و ستایش، و ستایش کردگی، و ستایش خدای تعالی . (ناظم الاطباء). ◄ بسیار بخشیدن . ◄ سیرخورانیدن شتران را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ پرشکم یا نیم شکم علف دادن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
مترادف و متضاد واژهدان
آفرین، تحسین، تعریف، ثنا، ستایش، مدح، مرحبا (متضاد: هجو) تحسین کردن، تعریف کردن، ستودن (متضاد: هجو کردن، هجا گفتن، بد گفتن، بدگویی کردن)
واژگان فارسی سره واژهدان
نکوداشت، ستایش، بزرگداشت، ارج گذاری