تمدیح
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ) [ ع. ] (مص م.) مدح کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ) [ ع. ] (مص م.) مدح کردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تمدیح . [ ت َ ] (ع مص ) بسیار ستودن . (تاج المصادر بیهقی ). نیک ستودن . (زوزنی ). مدح کردن . (غیاث اللغات ). ستودن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). مدح گفتن . ستایش کردن . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).