تمدین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تمدین . [ ت َ ] (ع مص ) شهر ساختن . (تاج المصادر بیهقی ). شهر کردن . (زوزنی ). شهر گردانیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء)(از اقرب الموارد). ◄ ثابت و مقیم گردانیدن بجایی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
تمدین . [ ت َ م َ ی ُ ] (ع مص ) نازپرورده شدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). تنعم . (اقرب الموارد).