تمرکز
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
جمعشدگی، یکپارچگی، ادغام، غلظت انجماد، قبض، انعقاد، قوام، دلمه شدن، لخته شدن، رسوب، تهنشین، تهنشست تبلور، تحجر، تبدیل بهسنگ، استخوانشدگی، استخوانی شدن، صلابت، سختی یبوست ماده منعقدکننده، ماده غلیظکننده، مایه پنیر، ژلاتین، غلیظکننده استخوانسازی، آبکاری