تمری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تمری . [ ت َ ] (ع ص ) رجل تمری ؛ مرد خرمادوست . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). آنکه خرما دوست دارد. (مهذب الاسماء).
تمری . [ ت َ م َرْ ری ] (ع مص ) آراسته شدن . تمری به ؛ آراسته شدن به آن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
تمری ٔ. [ ت َ ءْ ] (ع مص ) مرؤک الطعام گفتن کسی را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).