تمسخر
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ مَ خُ) [ ع. ] (مص م.) مسخره کردن، ریشخند زدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ مَ خُ) [ ع. ] (مص م.) مسخره کردن، ریشخند زدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تمسخر. [ ت َ م َ خ ُ ] (ع مص منحوت ) لاغ و فسوس و سخره . رجوع به فسوس کردن شود (از ناظم الاطباء).
مترادف و متضاد واژهدان
استهزا، تیبا، ریشخند، فسوس، لودگی، مسخره ریشخند کردن، مسخره کردن، دست انداختن شوخی، لودگی
واژگان فارسی سره واژهدان
ریشخند، دست انداختن