تمسک/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(تَ مَ سُّ) [ ع. ] ۱- (مص ل.) چنگ زدن، دستاویز قرار دادن. ۲- (اِ.) سند، حجت.مترادفها و واژههای مرتبطاعتصام، بهانه، پناهبری، تشبث، توسل، دستاویزسازیچنگزدن، درآویختن، دستاویز قرار دادن، چسبیدن، تشبث کردن، متشبث شدنواژه قبلی: تمسخرواژه بعدی: تمشا