تمطی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تمطی . [ ت َ م َطْ طی ] (ع مص ) دراز شدن روز و جز آن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ خویشتن یازیدن و خرامیدن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). یازیدن و خرامیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). خرامیدن . (آنندراج ). و قیل هو مأخوذ من المطیطة هو الماء الخاثر فی اسفل الحوض لانه یتمطط؛ ای یتمدد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و این مانند تظنی در ظن است . (از اقرب الموارد).
تمطی . [ ت َ م َطْ طی ](ع اِ) خمیازه . کنهزه . کشواکش . (ناظم الاطباء). خمیازه که به هندی انگرائی گویند. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). یازش . یازیدن . (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ) : حلق خصمش در تثاوب جان دهد کو تمطی بر کمان خواهد نمود. خاقانی (دیوان چ دکترسجادی ص ٤٧٩).