تموج/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(تَ مَ وُّ) [ ع. ] (مص ل.) موج زدن.مترادفها و واژههای مرتبطموج زدن، مواج بودن ≠ طوفانی شدنآرام شدن (دریا)واژه قبلی: تمهیلواژه بعدی: تموز