واژه جو

تموزی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تموزی . [ ت َ] (ص نسبی ) تابستانی منسوب به تابستان : از بس که ربیعی و تموزی دادی به ددان برات روزی . نظامی . رجوع به تموز شود.

معنی تموزی | واژه جو