تمکن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(تَ مَ کُّ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- جاگیر شدن. ۲- دارای جاه و مقام شدن. ۳- توانا شدن.مترادفها و واژههای مرتبطتعین، تمول، تنعم، توانگری، ثروت، دارایی، دولت، مال، مکنت، منال ≠ افلاس، تهیدستی، فقرجاه، مقام، منزلتتوانایی، قدرت ≠ ناتوانیواژه قبلی: تمکواژه بعدی: تمکین