تن آسانی/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(تَ) (حامص.) ۱- آسودگی، رفاه. ۲- تندرستی. ۳- خوشگذرانی، تن پروری.مترادفها و واژههای مرتبطآسایش، آسودگیتنبلی، کاهلی ≠ تلاش، تلاشگری، سختکوشیخوشگذرانی، رفاه، رفاهزدگیواژه قبلی: تن آسانواژه بعدی: تن بها