تن آسا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تن آسا. [ ت َ ] (ص مرکب ) تناسا و تناسان هر دو بمعنی آسوده تن و صحیح المزاج . (انجمن آرا) (آنندراج ). تن آسا و تن آسای، کسی که همیشه خویشتن را پرورش می دهد و نوازش می کند. (ناظم الاطباء). تن آساینده . تن پرور. آسایش خواه : در اوهرکه گویی تن آساتر است همو بیش با رنج و دردسر است . اسدی (گرشاسبنامه چ یغمائی ص ١١٧). رجوع به تن آسائی و تن آسای شود.