تن زدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(تَ. زَ دَ) (مص ل.) ۱- خاموش شدن، سکوت کردن. ۲- خودداری کردن، امتناع کردن.واژه قبلی: تن در دادنواژه بعدی: تن پرور