تنبلی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تنبلی . [ تَم ْ ب َ ] (حامص ) کاهلی و تن پروری . (ناظم الاطباء). تن آسانی . آسانی . تن پروری . بمعنی کاهلی در فارسی قدیم معمول نبوده فقط درنسخه ای از شاهنامه این بیت دیده می شود : درنگ آوریدی تو از کاهلی ز پیری و نادانی و تنبلی . لیکن در نسخ معتبر صورت مصراع این است : سبب پیری آمد وگر بددلی . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). رجوع به تنبل شود.
تنبلی . [ ] (اِ) به لغت دیلم نبات ثافیسا است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ).