تنجز/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(تَ نَ جُّ) [ ع. ] (مص م.) روا کردن، خواستار روا کردن حاجت شدن.واژه قبلی: تنتورواژه بعدی: تنجس