تنجیة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تنجیة. [ ت َ ی َ ] (ع مص ) برهانیدن . (تاج المصادربیهقی ) (زوزنی ) (از دهار) (از ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) (از اقرب الموارد). رستن و رهانیدن (لازم و متعدی است ). (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ بر بالا افکندن . (تاج المصادر بیهقی ) (از زوزنی ). بر بالای زمین افکندن و بدین معنی است . قوله تعالی : فالیوم ننجیک ببدنک (آنندراج ). ◄ انباشتن زمین را و بلند کردن آن را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). یقال : نجی فلان ارضه، اذا کسبها و رفعها و مخاقة الغرق . (ناظم الاطباء).
تنجیة. [ ت َ ی َ ] (اِخ ) شهر معروف مراکش در نزدیکی جبل الطارق که تنجه گویند. (ناظم الاطباء). رجوع به طنجه شود.