تندر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(تُ دَ) (اِ.) رعد، آسمان غرش.مترادفها و واژههای مرتبطآسمانغره، پخنو، رعد، غرش، غرشت، کنور، تندور ≠ برق، صاعقه، عاصفهواژه قبلی: تندخوواژه بعدی: تندرست