تنزیه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(تَ) [ ع. ] (مص م.) کسی را از عیب و آلودگی دور کردن.مترادفها و واژههای مرتبطبیآلایشی، پاکدامنی، پاکی، طهارت، قداستتهذیبپالایش، پاک دانستنواژه قبلی: تنزیلواژه بعدی: تنسته