تنسم/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(تَ نَ سُّ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- جستجو کردن. ۲- دم زدن، نفس کشیدن.واژه قبلی: تنسقواژه بعدی: تنسک