تنضب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تنضب . [ ت َ ض ُ ] (اِخ ) دهی است نزدیک مکه . (منتهی الارب )(آنندراج ) (ناظم الاطباء). قریه ای از اعمال مکه که دارای نخلستان و چشمه ٔ آبی است . (از معجم البلدان ).
تنضب . [ ت َ ض ُ ] (ع اِ) درختی است حجازی، خارش خرد شبیه خار عوسج . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).