تنعم/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(تَ نَ عُّ) [ ع. ] (مص ل.) به ناز و نعمت زیستن.مترادفها و واژههای مرتبطبینیازی، تمکن، تمول، توانگری، ثروتمندی، دارایی، دولتمندی، غنا، مالداری، مکنت، نعمت ≠ فقرتنآسانی، نازپروردگیرفاهزدگی، شادخواریواژه قبلی: تنظیمواژه بعدی: تنعم راندن