تنغیص
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ) [ ع. ] (مص م.)<BR>۱- تیره گردانیدن.<BR>۲- بر هم زدن عیش کسی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ) [ ع. ] (مص م.) ۱- تیره گردانیدن. ۲- بر هم زدن عیش کسی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تنغیص . [ ت َ ] (ع مص ) ناخوش گردانیدن عیش .(زوزنی ). تیره ساختن عیش را بر کسی : نغصه العیش و علیه تنغیصاً؛ تیره سازد عیش را بر وی . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از آنندراج ) (از اقرب الموارد).