تنفش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تنفش . [ ت َ ن َف ْ ف ُ ] (ع مص ) موی وا تیغ خاستن . (زوزنی ). موی برافراشتن گربه و وا تیغ خاستن موی . ◄ بال جنبانیدن مرغ گویی می ترسد یا می لرزد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ واخیده شدن پنبه و پشم و موی، یقال : نفش شعره فتنفش . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) . رجوع به تنفیش شود. ◄ به شب چرا کردن شتر و گوسفند بی راعی . (از اقرب الموارد). رجوع به نفش شود.