تنقیة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تنقیة. [ ت َ ی َ ] (ع مص ) پاک کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (دهار) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). پاک و صاف کردن . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). رجوع به تنقیه شود.
تنقیه . [ ت َ ی َ / ی ِ ] (از ع، اِمص ) پاکی و صافی و پاک و پاک کردن و لاروب کردن . (ناظم الاطباء). پاک کردن . پاکیزه کردن . تنظیف . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) : لیک تا آب از قذر خالی شدن تنقیه شرط است در جوی بدن . مولوی . رجوع به تنقیة شود. ◄ (اِ) مسهل و حقنه . (ناظم الاطباء). اماله . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). رجوع به تنقیه کردن شود. ◄ داروی مخصوصی که وارد روده ٔ بزرگ کنند و بدان روده را از پلیدی پاک سازند : تنقیه ها داروهای مایعی می باشند که آنها را در روده ٔ بزرگ وارد می کنند و حرارت آنها تقریباً باید ٣٥ درجه ٔ سانتیگراد باشد... (از کارآموزی داروسازی ص ١٣٢). رجوع به تنقیه کردن شود.