تننده/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(تَ نَ دِ) (ص فا.) بافنده، تارتن.واژه قبلی: تنمیهواژه بعدی: تنندو