تنگ معاش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تنگ معاش . [ ت َ م َ ] (ص مرکب ) مفلس و فقیر و بینوا. (ناظم الاطباء). تنگ زیست . (مجموعه ٔ مترادفات ). تنگدست . (از آنندراج ). تنگ عیش . تنگ روزی . تنگ بخت : به بخل وعده تراش و قناعت عیاش به صدق تنگ معاش و خوشامد جرار. عرفی (از آنندراج ). رجوع به تنگ زیست و تنگدست و تنگ و دیگر ترکیبهای آن شود.