تنگ نفس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تنگ نفس . [ ت َ ن َ ف َ ] (ص مرکب ) آنکه دچار ضیق النفس باشد. (از فرهنگ فارسی معین ). ◄ (اِ مرکب ) شاید در اصل تنگی نفس . عسرالنفس . ضیق النفس . ربو. بهر. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). در تداول، ضیق النفس . بمعنی اخیر تنگی نفس صحیح است . (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به تنگ و دیگر ترکیبهای آن شود.